حجت الاسلام و المسلمین ابوالفضل رضانژاد از مبلّغان شهرستان آمل در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری با اشاره به سال ها مجاهدت سرداران سرافراز ایران اسلامی، مانند سرداران شهید قاسم سلیمانی، باقری، حاجی زاده، سلامی و دیگر بزرگواران و امام شهیدان، شهید حضرت آیت الله سید علی خامنه ای (قدّس سرّهم) تأکید کرد: اگر چیزی غیر از شهادت نصیب آن دلاورمردان می شد، حیف بود؛ و از علوّ مقام آنها همین بس که به دست شقی ترین موجودات به شهادت رسیده اند.
وی با بیان اینکه سرداران ما آرزوی شهادت دارند، خاطرنشان کرد: دختر یک شهید می گفت که سردار سلیمانی در عرفه و در مشهد به او گفته بود دعا کند تا مانند عماد مغنیه شهید بشود. شهید سلیمانی عشق به شهادت داشت و در کنار اروند، خدا را به یاران شهیدش قسم می دهد تا شهادت نصیبش شود.
مبلّغ شهرستان آمل با اشاره به دلاوری و شجاعت سردار سلیمانی ابراز داشت: بعد از تصرّف و باز پس گیری شهر مهران، دشمن از تپه های قلاویزان در اطراف این شهر، اشراف داشت و شهر را می زد، و این شهید عزیز ما بود که با یاران خود داوطلبانه آن تپه ها را از دشمن پاک می کند و البته در این راه، تعداد زیادی از افراد، شهید و جانباز شدند و دست و پاها بریده شد، اما سرانجام آن نقطه مهم در منطقه به تصرف در آمد.
حجت الاسلام و المسلمین رضانژاد با اشاره به «اخلاص» به عنوان یکی از ویژگی های ممتاز شهید سلیمانی خاطرنشان کرد: این سردار سرافزاز، از اخلاص بالایی بهره مند بود؛ به گونه ای که از مطرح شدن، به شدت، گریزان بود و از مدح شدن ناراحت می شد. در وصیتنامه اش نسبت به سنگ مزار خود توصیه می کند که بجای القاب مختلف، تنها به بیان «سرباز» اکتفا کنند. آخرین نوشته ی او انسان را به تحیر وا می دارد: «خداوندا عاشق دیدار تو هستم». و شاید همین اخلاص او بود که به گفته یکی از اساتید بزرگوار، شکوه تشییع پیکر او و غم همگانی ملت ایران در آن روز حزن انگیز، به خاطر محزون بودن قلب مطهّر امام زمان (عج) بود که اینگونه غم در قلب همه وجود دارد. و چرا نباشد در حالی که این شهید تلاشها کرد تا حرم اهل بیت و عتبات حفظ گردد.
وی در راستای تبیین بیشتر مفهوم شهادت، به سه جمله از سه تن از شهیدان والامقام اشاره کرد. در ابتدا کلام شهید چیت سازیان را بیان کرد که گفت: «اگر می خواهی از سیم خاردارها عبور کنی، باید از سیم خاردار نفست عبور کنی.» همین شهید از قول معاون شهیدش که او را در خواب دیده و راهکار شهادت را از او پرسیده بود، جواب شنید: «راهکار شهادت، اشک است ... اشک.» سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی نیز گفت: «آن کسی سرانجام زندگی او به شهادت ختم می شود که شهیدانه زندگی کرده باشد.»
کارشناس دینی با توصیه به جوانان برای بازخوانی وصیتنامه شهید سلیمانی خاطرنشان کرد: وصیتنامه آن سردار بزرگ را باید «ولایت نامه» نامید. وی افزود: در بخشی از وصیت نامه شهید سلیمانی که توصیه به سیاستمداران می خوانیم:
«نکتهای کوتاه خطاب به سیاسیون کشور دارم: چه آنهایی [که] اصلاح طلب خود را مینامند و چه آنهایی که اصولگرا. آنچه پیوسته در رنج بودم اینکه عموماً ما در دو مقطع، خدا و قرآن و ارزشها را فراموش میکنیم، بلکه فدا میکنیم. عزیزان، هر رقابتی با هم میکنید و هر جدلی با هم دارید، اما اگر عمل شما و کلام شما یا مناظرههایتان به نحوی تضعیف کننده دین و انقلاب بود، بدانید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و شهدای این راه هستید؛ مرزها را تفکیک کنید. اگر میخواهید با هم باشید، شرط با هم بودن، توافق و بیان صریح حول اصول است. اصول، مطوّل و مفصّل نیست. اصول عبارت از چند اصل مهم است:
۱- اول آنها، اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛ یعنی اینکه نصیحت او را بشنوید، با جان و دل به توصیه و تذکرات او به عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید. کسی که در جمهوری اسلامی میخواهد مسئولیتی را احراز کند، شرط اساسی آن [این است که] اعتقاد حقیقی و عمل به ولایت فقیه داشته باشد. من نه میگویم ولایت تنوری و نه میگویم ولایت قانونی؛ هیچ یک از این دو، مشکل وحدت را حل نمیکند؛ ولایت قانونی، خاصّ عامه مردم اعم از مسلم و غیر مسلمان است، اما ولایت عملی مخصوص مسئولین است که میخواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با این همه شهید.
۲- اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزشها تا مسئولیتها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام.
۳- به کارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزار به ملّت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند خاطرهی خانهای سابق را تداعی میکنند.
۴- مقابله با فساد و دوری از فساد و تجمّلات را شیوه خود قرار دهند.
۵- در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بداند و خود خدمتگزار واقعی، توسعه گر ارزشها باشد، نه با توجیهات واهی، ارزشها را بایکوت کند.
مسئولین همانند پدران جامعه میبایست به مسئولیت خود پیرامون تربیت و حراست از جامعه توجه کنند، نه با بی مبالاتی و به خاطر احساسات و جلب برخی از آرا احساسی زودگذر، از اخلاقیاتی حمایت کنند که طلاق و فساد را در جامعه توسعه دهد و خانوادهها را از هم بپاشاند. حکومتها عامل اصلی در استحکام خانواده و از طرف دیگر عامل مهم از هم پاشیدن خانواده هستند. اگر به اصول عمل شد، آن وقت همه در مسیر رهبر و انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و یک رقابت صحیح بر پایه همین اصول برای انتخاب اصلح صورت میگیرد.»










نظر شما